تبلیغات
!چیز هایی هست که نمی دانی - یک داستان غم انگیز از یک دانشجوی مهندسی

یک داستان غم انگیز از یک دانشجوی مهندسی

نویسنده :sara
تاریخ:شنبه 26 اسفند 1391-10:29 ب.ظ

اگه دلشو ندارید داستانو نخونید! .
.
یک دانشجوی مهندسی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود
بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد
.
.
.

اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه


روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت
"اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.

.
.
ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
.
.

چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
.
.
.

.
نتیجه اخلاقی این ماجرا. .
.
.
.
.
.
.  
.
.
.
.

پسرهای مهندسی هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you lose weight by doing yoga?
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:52 ب.ظ
It's really very complicated in this full of activity life to listen news on TV, so I just use
the web for that reason, and obtain the most up-to-date news.
http://raguellandi.hatenablog.com/entry/2015/06/23/224836
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:56 ق.ظ
magnificent post, very informative. I'm wondering why the
opposite experts of this sector do not notice this. You
should continue your writing. I am sure, you've a great readers' base already!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:50 ب.ظ
Hello There. I found your blog using msn. This
is an extremely well written article. I will be sure to bookmark it and come
back to read more of your useful info. Thanks for the post.
I will certainly comeback.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر